تا به حالا نوبت ما بود و حالا دیگری
گفته بودی که مرا وقت سفر باید شناخت
عاقبت بار سفر بستی ولی با دیگری
هر نگاهت صد غزل در دفترم آواره کرد
با که حالا سر بگیرند این غزل ها ؟ دیگری ؟
رسم دنیا بر همین بوده که عمری باغبان
پای گل می بارد و می چیند آن را دیگری
من که نفرینت نکردم روزی اما می دهد
پاسخ کار تو را حالا خدا یا دیگری
برچسب:
نویسنده: پویا نیکفر