خرید بک لینک
شب چو در بستم و مست از می نابش كردم
ماه اگر حلقه به در كوفت جوابش كردم


دیدی آن ترك ختا دشمن جان بود مرا ؟
گر چه عمری به خطا دوست خطابش كردم !


منزل مردم بیگانه چو شد خانه ی چشم

آنقدر گریه نمودم كه خرابش كردم


شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع
آتشی در دلش افكندم و آبش كردم


غرق خون بود و نمی مرد ز حسرت فرهاد !
خواندم افسانه ی شیرین و به خوابش كردم !


دل كه خونابه ی غم بود و جگر گوشه ی درد
بر سر آتش جور تو كبابش كردم !


زندگی كردن من مردن تدریجی بود !
آنچه جان كند تنم عمر حسابش كردم

فرخي يزدي

برچسب: نویسنده: پویا نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت: 15:36

صفحه بندی